|
به كلبه ي عشقولانه حسن و سوده خوش اومدين.تقديم به همه ي عاشقاي ايروني.(از خزر تا خليج فارس)
|
داریم از دست میریم .
فقط دعا کنید برامون...
دعا کنید دعا کنید برامون ...
![]()
سلام به همه شما كه هنوزم به فكرمون هستين و هنوزم ما رو فراموش نكردين
به خدا شرمنده همتون هستيم من حسنم .......![]()
اميدوارم شما هم ما رو بخاطر غيبتمون ببخشين من چند وقتيه كه اومدم بوشهر
يعني اومدم دانشگاه بوشهر ....خلاصه اينكه اومدم كنار عشقم و اين روزا داريم
جبران اون دوريها رو ميكنيم چند باري هم با هم اومديم كافي نت به وبلاگمون سر زديم
حتي دو بار آپ كرديم ولي چون سيستم اون كافي نت مشكل داشت به قول
معروف هر چي زديم پريد(اپمون ذخيره نشد)
بازم ممنون از همتون كه هنوزم به فكرمون هستين و نظر ميدين انشالا
به زودي از شرمندگي همتون در ميايم ...دفعه بعد منو عشقم قراره يه آپ توپ كنيم
به همتون هم سر ميزنيم......پس تا اون موقع فراموشمون نكنين فراموشتون
نخواهيم كرد و به قول خانمي گلم تا سلامي ديگر بدرود...![]()
........سلام به همه شما .......شما های که تا حالا ما رو با نظراتتون شاد کردین.
....شما های که منت میذارین سرمون و همیشه بهمون سر میزنین.![]()
...شما های که تازه اولین بار به وبلاگمون اومدین.![]()
...شما عاشقای ایرونی...شما که طعم شیرین عشق و طعم تلخ جدائی رو چشیدین
.......سلام ...سلام ...۱۳۸۷ تا سلام
...ما دو عاشق هر روز عاشق تر از دیروز برای همه ی شما آرزوی خوشبختی و
سلامتی داریم انشالاء امسال سال پیروزی و کامیابی همه شماها باشد پس...
...پس دستانی به پهنای خزر تا خلیج فارس را به سوی آسمان میگیریم
و فریاد میزنیم که...//
..
........ای خدای من ایاک نعبد و ایاک نستعین.......کمکمون کن
( خودمونیم...
تریپ مثبت و داشتی....عزیز حال کردی)![]()
یا حق![]()
هي
يادش بخير .......
چه روزاي با هم داشتيم امسال خيلي عوض شده بود مثه اون قديما...
مثه داستانهاي بابا بزرگ و مامان بزرگ ها....امسال خيلي دوست داشتني
شده بود .اما حيف
حيف كه ديگه داره از پيشمون ميره .......
زمستون قشنگ من بازهم به انتظارت خواهم نشست.بازهم به انتظار
دونه دونه ي برفهاي سفيد و قشنگت خواهم نشست...ميدونم كه چاره اي
جز رفتن نداري ميدونم بهار ميخواد بياد. برو
برو ولي بدون دلم واست
خيلي تنگ ميشه...بازم بيا مثه امسال با سبدي پر از برف پر از زيبائي
پر از بارون پر از ...
پر از خودت
اما ما دو عاشق هر روز عاشق تر از ديروز دعا ميكنيم ك
ه زمستان بعدي رو
در كنار هم و دوشادوش هم در زير بارش سفيد برفهايت جشن بگيريم
از شما هم ميخوايم و التماس ميكنيم واسمون دعا كنين ...![]()
پس به اميد روزي كه بتونيم روي جاي پاهاي هم رو برفها راه بريم...
به استقبال بهار ميريم...زمستان زيباي من خدا حافظ...![]()
..
.خانمی این دوتا رو می بینی . مثه منو تو ...آره یادت می آد
...می دونم که خوب یادت میاد...همون روزکه اومده بودی شمال .منو تو مثه
اینا کنار دریا نشسه بودیم و دسای همدیگه رو گرفته بودیم...یادت میاد ....
خانمی حیف که امین هم اونجا بود دلم میخواست همون جا بغلت کنم و
هی ببوسمت اما ...![]()
عوضش روم ۱۷ رو که یادت میاد
همون تابستون یه روز قبل از اینکه بیای دریا
پیشم...انگاری اون روم یه رویا بود یه خیال باطل یا چیزی شبیه یه خواب...![]()
درسه که باورش اولا واسم سخت بود ولی حالا مطمئنم که یه خواب نب
ود
اخه هنوز میتونم صدای نفساتو بشنوم . هنوزم میتونم جای بوسه هاتو
روی صورتم حس کنم...بوسه های که هنوزم عطشش صورتمو میسوزونه
خانمی...دلم واسه اون روزا خیلی تنگ شده واسه اون بوسه هات واسه
اون نفسات و واسه ی اون لمس کردن ات...
سوده تا کی باید منتظر آغوشت باشم . عزیز به خدا بهترین روز عمرم بود
چه طور میتونم فراموشش کنم...پس جون من بیا واسه تکرار دوباره
رویاهامون دعا کنیم واسه تکرار تابستان ۸۶
واسه روم۱۷![]()
و واسه ی تکرار لحظه لحظه ی باهم بودن امون![]()
![]()
....عزیز خیلی دوست دارم ...
پس تا لحظه به آغوش گرفتنت
منتظرتمو ...دوست دارم![]()
![]()
![]()
![]()
می دونم...
آره می دونم که هیچکدوم از اینا لایق تو نیست...
می دونم که تو خیلی بیشتر از اینا می ارزی...
می دونم که نمیتونم انچه را که لایق توست بهت ببخشم...
منو ببخش عزیزم...
می دونم که هدیه ای که من امروز واست فرستادم خیلی بی ارزش
تر از این حرفهاست...اما...؟
اما سوده ی عزیزم...
همه این چیز های بی ارزشی که می دونم الان دیگه بهت رسیده رو
به عشق تو فرستادم ...عشقی که ذره ذره اش با نفس های تو هم نفس
شده ...درسه که قلبم خیلی کوچیکه اما عشقی بزرگ در آن نهفته است
که فقط با آهنگ صدای تو می تپه...فقط به خاطر تو...
و...دفتر خاطراتی که خط به خط آن را به یاد تو و به عشق تو و برای تو
نوشتم ...ای مهربان تر از باران...بی ارزش ترین هدیه ام را
با ساده ترین و پاکترین احساس یه قلب عاشق تقدیم تو میکنم ای...
ای...آرامش لحظه های طوفانی من...![]()
![]()
![]()
چارلي چاپلين به دخترش:
تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي
بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني
نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار ...
اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن
كه فقط يك نفر باشد ...
به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم
زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم ...![]()
![]()
ندارد وشانه هاي نحيفم تاب وتحمل بار سنگين جدايي را.
خسته ام خسته از انتظار. پاهايم ناتوان ودستهايم خالي است
اما شايد با اين همه ناتواني بتوان به وصال رسيد.
برايت دلتنگم ولحظه هاي با تو بودن را هرگز فراموش نميكنم.
به اميد اغوش گرم حسن عزيز تر از جانم
دوستت دارم...
به يادم باش به يادت هستم تا ابد براي هميشه...
به اميد بوسيدن لبهاي داغت ...![]()
بی تو تنها گریه کردم توی شب ها بی ستاره
انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره
در غروب رفتن تو لحظه هایم را شکستم
زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
پشت شیشه روز و شب دل به بارون می سپارم
من برای گریه هایم چشمه ها رو کم می ارم
انتظار با تو بودن منو از پا در می یاره
ترس از این دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره...![]()
![]()
اون روزی که کنارت نسشتم توی ساحل اینقدر به خودم میبالیدم که حد نداشت.
حسن وقتی دستامو توی دستات میفشردی گرمی دستات شیرینی زندگی رو بهم میبخشید.
یادت قبل از اینکه بیام دریا که همدیگه رو ببینیم همیشه میگفتی خانمی میشه من و تویه روز بیام
کنار دریا باشیم ودستامون توی دست هم وسرم رو پاهات ...
منم بهت میگفتم اشاالله خدا بخواد خودمون هم اراده کنیم وبخوایم میشه.
ببین عزیز سوده الان بیا از خدا بخوایم واراده کنیم که من رو بیش تر از این در انتظار اغوش گرمت نذاره
بخوایم خدا کمکمون کنه و از همه عاشقای ایرونی التماس دعا داریم
عمر من دوست دارم خیلی زیاد...
به امید آغوش گرمت ...![]()
سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند لحظه ایست روئیدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد...
هیچ کس ویرانی ام را حس نکرد وسعت تنهایی ام را حس نکــرد
در میــان خـنــده هـای تـــلـخ مـن گریه ی پنهانی ام را حس نکـرد
در هجوم لحظه هــای بـی کــسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که بـا آواز من مانــوس بــود لحظه ی پایانی ام را حس نکـرد ![]()
تو می دانی و همه می دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو ،زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است ،از شادی توست که من در دل می خندم،از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم . نمی توانم خوب حرف بزنم . نیروی شگفتی را که در زیر کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب،دریاب.